بازگشت

شطرنج و شخصيت

با توجه به این مسئله بازيكني با ريتينگ 1400 که دچار اشتباه کمال گرایی یا رهاکردن رشتۀ بازی می شود از نظر



شخصیتی با بازيكني با ريتينگ 2400 که همان اشتباه را مرتکب می شود نزدیک تر است تا اینکه بايك بازيكن 1400 که



دچار خطای نادیده گرفتن یا خود پسندی می باشد .

 

Me? - Kasparov? Daydream, Edinburgh Roj, 2000


1.e4 c5 2.Nf3 d6 3.d4 Nf6 4.Nc3 cxd4 5.Nxd4 a6 6.Be3 e5 7.Nb3 Ng4!? 8.Bc4 Nxe3 9.fxe3 Be6 10.Bd5 Qb6 11.0–0 Nd7 12.Qh5 Nf6 13.Bxe6 Qxe3+ 14.Kh1 Nxh5 15.Bxf7+ Kd7? 16.Bxh5

من؟ کاسپارف؟

من زمانی به پوزيسيون بالا رسیدم که چند تا از مهره های خود را در زمان گوش کردن به موسیقی از دست دادم . نمی دانم چه موسیقی ای بود . متفاوت بود. اما فکر می کنم موسیقی جاز بود . در همان زمان خواندن مصاحبه ای از ديويد برنشتين را تمام کرده بودم . این مصاحبه می گفت که این روزها در سطوح بالای شطرنج خلاقیت زیادی بوجود نمی آید . این حرف برنشتين باعث شد که در رویاهایم ببینم که در حال شکست کاسپارف هستم و در حالی که برنشتين در کنار من ایستاده و بازی مرا نگاه می کند هوش سرشار مرا تشویق می کند . اما چون برای کاسپارف ارزش بیشتری قائل هستم بنابراین ترجیح دادم که در رویاهایم ببینم که در عين حال خودم کاسپارف نيز هستم و برنشتين دارد بازی مرا تائید می نماید !. به هر حال این مسئله فقط رویا و یک مسئله گیج کننده بود . اما وقتی داشتم در رویاهایم بازی مي کردم و مهره سیاه را داشتم با شک و تردید حرکت 7…Ng4 را بازی کردم و کاسپارف گیج شد ، در حالی که من خوشحال بودم که کاسپارف را که همیشه در کنترل خانۀ d5 معروف است را به مبارزه طلبیده ام بعد حرکت 13.B×e6را انجام دادم ، در آن زمان من سفید بودم و کاسپارف از این مسئله اعتماد به نفس داشت که ایدۀ سفید را پیاده کرده است ، در حالی که کاملأ نگران به نظر می رسید که دوباره من وارد خانۀ سیاه شوم . با این افکار و رویاها حركت شانزدهم را انجام دادم و داشتم کاسپارف را شکست می دادم. این رویا کاملأ گیج کننده بود ، اما به هر صورت از آن بیرون آمدم مهمترین عملکرد این رویای کوچک این بود که برای خوانندگان این کتاب پاسخی فراهم گردید و این پاسخ رابطۀ شخصیت و شطرنج افراد را باهم نمایش می دهد .

ممکن است عده ای این مثال و یا این رویا را به ارتباط شخصیت با شطرنج بی ربط بدانند ، برخی دیگر هم آن را مبهم فرض کنند . اما بگویند که آن بسیار خلاقانه است . به هر حال ، واکنش شما و قضاوت شما بر اساس شخصیت شما خواهد بود ، بنابراین لطفأ به طور کلی از شطرنج و نوع بازی خود قضاوت کنید و همچنین وضعیت خود را نسبت به بازی و اینکه چگونه شخصیت تان بازی را شکل می دهد مورد توجه قرار دهید . اگر شما برای فهمیدن موارد زیر وقت صرف کنید به میزان درک شما از بازی تان کمک می کند : فکر کنید که آیا در زندگی روزانه تان در انجام کار خود بیشتر از احساس استفاده می کنید یااز فکر ؟ آیا شما مسئول انجام کارهایتان هستید ؟ آیا شما خودتان را هم گول می زنید ؟ آیا شما دربارۀ جزئیات کارتان دقت می کنید ؟
پاسخ شما به سئوالات بالا به شما نشان می دهد که روش بازی شما چگونه است . این همان چیزی است که همۀ افراد در بازی می خواهند بدانند .

به طور شخصی اگر بخواهم در این باره حرف بزنم باید بگویم که خود بازی شطرنج ام را با فهمیدن شخصیت ام و اینکه چگونه خود را تغییر دهم ارتقا دادم . به طور کلی من یک آدم کنجکاو ، بی قرار ، آرمان گرا و امیدوار هستم . در بازی شطرنج این صفات خود را نمود می دهند و گاهی باعث به وجود آمدن خطا می گردند اما گاهی نیز این صفات باعث می شوند من بازی شطرنج را رقابتی تر و جدی تر دنبال کنم . همچنین اینکه من وقتی در حال بازی هستم سعی می کنم بفهمم که چطور بازی خود را تقویت کنم و آن را ارزیابی نمایم . اما نتیجه بازی هیچوقت برای من مهم نیست بنابراین نمی توانم زیاد لحظات بحرانی و حساس به وجود آورم و در این شرایط اغلب بازی را از دست می دهم . یعنی هرگاه بازی مطابق میل من در حال پیشرفتن است ناگهان اوضاع از دستم بیرون می رود .

توضیح اینکه این مقالات از تارنمای شطرنج حرفه ای ایران اقتباس شده